«سیدعبدالله متولیان» در روزنامه «جوان» نوشت:
در پی عهدشکنی و نقض مکرر برجام توسط شیطان اکبر و طاغوت اعظم امریکا که در نهایت به تمدید قاطع 10 ساله تحریمهای (ایسا) انجامیده و رویاهای دست نایافتنی رئیسجمهور برای حل مشکلات کشور از طریق خوشبینی و اعتماد به شیطان و مذاکره با امریکا به یأس مبدل شد، رئیس دستگاه دیپلماسی در کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی به صورت محرمانه به خطای خود اعتراف و اعلام کرد «من اشتباه کردم که به جان کری و امریکا اعتماد کردم، آقای کری قول داده بود که مانع از تمدید تحریمهای ایسا بشود!»
اعتراف دیرهنگام و محرمانه (اما شجاعانه) ظریف (که توسط نماینده مردم مشهد علنی و منتشر شد) دستمایه بسیاری از تحلیلهای متنوع و ضدونقیض علیه آقای ظریف یا آقای کریمیقدوسی شده و در گذر زمان بر شدت و حدت آن افزوده شده و بعضاً در دفاع ناشیانه از ظریف علاوه بر موضوع محرمانه بودن این اعتراف به توجیه آن پرداخته و میگویند این اعتراف به همه برجام مربوط نمیشود!
واقعیت این است که اشتباهات ظریف و تیم مذاکرهکننده هستهای ایران منحصر به این یک اشتباه نبوده و موارد فراوان دیگری از جمله «عجله کردن غیرمنطقی در حصول توافق»، «گوش نکردن به نصایح و انتقادات دلسوزان نظام»، «پیشدستی در اجرای کامل تعهدات به جای اجرای گامبهگام و پایاپای»، «اعتماد نکردن به تجربه تاریخ»، «عدم استفاده از یک تیم مشاورهای کامل فنی، حقوقی، سیاسی، امنیتی، اطلاعاتی و... » و... را نیز شامل میشود لیکن به نظر میرسد در بررسی دقیق اعتراف ظریف، یک نکته اساسی مغفول واقع شده است و آن فاصله گرفتن از رفتار متناسب با اسلام انقلابی و دشمن ندانستن امریکاست که علتالعلل اشتباهات بوده و اشتباه ظریف معلول آن است که موجب شده تیم مذاکرهکننده با سطحینگری (یا سادهلوحی) بدون توجه به تجربه 60 ساله دشمنی و شرارت امریکا علیه ایران، به دشمن اعتماد کنند. حتماً یادمان هست فرمایش حضرت امام خامنهای خطاب به دستگاه دیپلماسی را که فرمودند: «توجه داشته باشید که تاکتیکهای سیاست خارجی باید در خدمت مبانی راهبردی باشد نه اینکه به اسم تاکتیک، بر ضد اصول عمل شود.» اما آنچه که واقعاً شده نشان از این خطای راهبردی دارد و دلیل آن هم همان رفتار غیرانقلابی است. ما در آستانه سیوهشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی قرار داریم و ظاهراً برخی احزاب و جناحهای سیاسی هنوز درباره مفاهیم بنیادین نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نظیر «مفهوم و تعریف انقلاب از منظر قانون اساسی و اسلام»، «مفهوم انقلابی بودن»، «راه تداوم انقلاب اسلامی»، «استکبارستیزی» و «دشمنی با شیطان اکبر و طاغوت اعظم» ابهام اساسی دارند و برخی مواضع نشان از زاویه داشتن آشکار با دکترین و رسالت انقلاب اسلامی مصرح در قانون اساسی دارد. متأسفانه برخی افراد نه تنها، امریکا را دشمن نمیدانند بلکه صراحتاً انقلاب را محدود و مقید به سالهای آغازین نظام جمهوری اسلامی ایران دانسته و انقلاب را مترادف احساسی بودن و افراطیگری تعریف میکنند و معتقدند دوران انقلابیگری سالهاست که سپری شده است.
10 سال پیش آقای روحانی در مقالهای در نشریه تخصصی راهبرد تحت نظر «مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام» صریح و شفاف دیدگاه خود را نسبت به انقلاب اسلامی بیان کرده و میگوید: «در واقع ما انقلاب کردیم که به جمهوری اسلامی برسیم و دیگر بنا نیست که به گذشته رجعت کنیم.» ایشان همین دیدگاه را اخیراً نیز در یک اجلاس رسمی شفافتر از قبل مجدداً مورد تأکید قرار داده و میگوید: (نقل به مضمون) «ما سال 57 انقلاب کردیم و سالها از آن دوران احساسی میگذرد ؛ یک سال، دو سال، پنج سال، 10 سال... 37 سال از دوران حرکتهای انقلابی و احساسی گذشته است، بس است دیگر...»
آقای ظریف نیز به عنوان رئیس دستگاه دیپلماسی اندیشهای مغایر با اصول راهبردی نظام و همسو با رئیسجمهور داشته و امریکا را نه دشمن میداند و نه شیطان بزرگ و صراحتاً میگوید: «من تلاش میکنم هیچگاه از واژه دشمن استفاده نکنم... اختلافات اساسی ما با امریکا داریم همانطور که تمام کشورها با یکدیگر اختلاف اساسی دارند اما این دشمنی نیست.»
اینکه درباره شیطان بزرگ از واژه دشمن استفاده نکنیم (و چه بسا که در عالم واقع هم امریکا را دشمن خودمان ندانیم) و چشم خود را بر 60 سال کینهتوزی و دشمنی امریکاییها علیه ایران که روز به روز بر مداومت و شدت و حدت آن افزوده شده است ببندیم، یک نگاه سادهاندیشانه، غیرواقع بینانه و متأثر از فاصله گرفتن از اصول راهبردی جمهوری اسلامی ایران است. مرور اجمالی دیدگاههای حضرات امامین انقلاب اسلامی، به خوبی این اختلاف فاحش و راهبردی را نمایان میکند: «اگر امریکا و اسرائیل لاالهالاالله بگویند ما قبول نداریم چرا که آنها میخواهند سر ما کلاه بگذارند.» «صحیفه نور ج 15 ص 339»
«ما تا آخر عمر با دولت امریکا مبارزه میکنیم.» «صحیفه نور ج 12 ص 175»
«ما رابطه با امریکا را میخواهیم چه کنیم، روابط ما با امریکا روابط یک مظلوم با ظالم و یک غارت شده با یک غارتگر است.» «صحیفه نور ج 7 ص 357»
مقابله و دشمنی با استکبار جهانی و مستکبر اکبر و طاغوت اعظم امریکا، یکی از مهمترین اصول راهبردی و بنیادین انقلاب اسلامی است و هرگونه فاصله گرفتن از این نگاه بیتردید به تحمیل خسارتهای جبرانناپذیر و فرصتسوزیهای فراوان منتهی خواهد شد. حضرت امام خمینی (ره) و امام خامنهای بارها بر خباثت، بدعهدی، دشمنی، شیطانصفتی و شرارتهای مکرر امریکاییها تأکید فرمودهاند و این دشمنی را ناشی از خوی ظالمانه و استکباری امریکا میدانند. حال سؤال جدی این است که آیا در رفتار و عملکرد استکباری و ظالمانه امریکاییها تغییری مشاهده شده یا ما از اصول راهبردی و بنیادین انقلاب اسلامی فاصله گرفتهایم؟!
اگرچه تلخ است اما حقیقتی انکارناپذیر است که وقتی از اصول راهبردی نظام و رفتار انقلابی فاصله بگیریم به اشتباهات مکرر دچار شده و از اقدام انقلابی دور خواهیم شد و همواره از تصمیم انقلابی عقب خواهیم ماند؛ آن زمانی که باید با صبر و حوصله و تدبیر کار را پیش ببریم عجله میکنیم و با تعجیل غیرمنطقی، خسارت به بار میآوریم و متقابلاً آن هنگام که باید در دادن پاسخ به گستاخی دشمن سریع و قاطع باشیم، متأسفانه صبوری غیرمنطقی پیشه میکنیم که این اقدام نیز خسارتبار خواهد بود.
آنچه در حاشیه اعتراف به اشتباه بودن اعتماد به دشمن، موجب نگرانی جدی است و فلسفه وجودی این نوشتار نیز هست، این است که اخباری بهگوش میرسد که در کنار مواضع مغایر با اصول راهبردی نظام، به فرمایش حضرت امام خمینی (ره) «یک جریانی در کار است که تلاش میکند بهطور خزنده این کشور را هل بدهد به طرف امریکا» «صحیفه نور ج 14 ص 437»؛ این جریان از نفس افتاده و واداده سیاسی شاید با اغراض انتخاباتی به جای برخورد قاطعانه و انقلابی با نقض برجام صریح امریکا، به دنبال اخذ تماس با ترامپ است تا با وادادگی بیشتر و تکرار اعتماد به دشمن، فرصت جبران اشتباه را از نظام سلب کند.
منبع : روزنامه جوان



